داشتم توي كمدم دنبال يه دÙ�تري ميگشتم كه توش يه سري از يادداشتهاي درسيم رو بنويسم چشمم خورد به دÙ�تر خاطراتي كه از سال Ù‡Ù�تاد Ùˆ دو تا سال Ù‡Ù�تاد Ùˆ شش توش نوشته بودم، از سالهاي قبلش كه بگذريم كه يه سري ØØ±Ù�هاي مختص اون سن بود Ùˆ الان كه ميخونمش ناپختگي Ùˆ مضØÙƒÙŠ Ø§Ø² سر Ùˆ روش ميباره، اواخر دÙ�تر، Ù�شار خونم رو برد روي بيست، قلبم تالاپ تلوپ شروع كرد به تند تند زدن Ùˆ عرق تمام روم رو گرÙ�ت
بازخواني آنچه در اس�ند ه�تاد و پنج ات�اق ا�تاده بود خيلي سخت بود، نميدونم چه واقعه اي رو ميشه با اين واقعه برابر گر�ت ، تك تك دوره هاي شيمي درماني اون تو، جز به جز نوشته شده بود، عوارض داروهاي شيمي درماني، برخوردهاي خوب و بد ا�راد �اميل و غير�اميل، برخوردهاي خوب و بد روپوش س�يداني به نام دكتر
Ùˆ انتهاي ماجرا، Ùˆ سخت تر از هرچيز ديگه نوشتن كامل سيربيماري از طرÙ� من بود تمام آزمايشها ØØªÙŠ Ø¢Ø²Ù…Ø§ÙŠØ´Ù‡Ø§ÙŠÙŠ كه معلومه اون زمان ØØªÙŠ Ù…Ø¹Ù†ÙŠØ´ÙˆÙ† رو Ùˆ اهميتشون رو هم نميدونستم
Ùˆ صÙ�ØØ§Øª بعد، تكرار مكرر عهدي كه با خودم بسته بودم، به قول يكي از قديمي هاي Ù�اميل دكتر شدن خيلي آسونه ØÙƒÙŠÙ… شدن سخته! Ú†Ù‡ شكلي ميتونم در ØØ§Ù„ÙŠ كه اين دÙ�تر، اين نوشته ها، اين خاطرات مثل يه وزنه روي قلبم ميÙ�ته توي تصميمي كه گرÙ�تم سست بشم؟ يعني Ú†Ù‡ اتÙ�اق ديگه اي بايد بيÙ�ته كه از اين بابت Ùˆ از هدÙ�ÙŠ كه براي خودم انتخاب كردم راسخ تر بشم؟ بس نيست؟ شش سال شد! كوچولو بودم به معناي واقعي كلمه كوچولو بودم، تازه داشتم پوست تخمم رو ميشكستم Ùˆ مياومدم بيرون. شش سال گذشت اما هنوز وقتي نگاه به اون صÙ�ØØ§Øª ميكنم يه نيرويي يه قدرتي به زور هولم ميده، ميگه برو جلو، ميگه تو اونجوري كه اون روپوش سÙ�يد ابله راديوتراپيست بود نباش، سخته سخت ! Ú†Ù‡ شكلي ميتونم وقتي پايان نامم رو در مورد اون چيزي كه ميخوام Ùˆ " بايد" ØŒ برداشتم كم كاري كنم؟ نصÙ�Ø´ رو بزنم؟ سمبلش كنم؟ مهمه كه توي ايران به پايان نامه چقدر اهميت ميدن؟؟؟ به نظرم اصلا مهم نيست. من براي اون مردك ابلهي كه نشسته روي صندلي Ùˆ يه پستي گرÙ�ته Ùˆ خدا رو بنده نيست پايان نامه نمينويسم ØŒ ميخوام هزارسال سر به تن اون Ùˆ امثال اون نباشه اما بايد يه چيزي باشه كه ارزش داشته باشه اولش بنويسم تقديم به Ø±ÙˆØ Ø¨Ø§Ø¨Ø§Ù…
شش سال پيش، وقتي هنوز ني ني بيش نبودم، پيش هر كسي مينشستم با هركسي كه ØØ±Ù� ميزدم داد سخن ميدادم كه بعله من ميخوام Ù�لان كاره بشم Ùˆ داخلي Ùˆ Ù�وق اونكولوژي رد خور نداره Ùˆ بايد ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ تلاشم رو بكنم كه چنين كنم Ùˆ چنان كنم Ùˆ ... خوب وقتي يه ني ني اون ØØ±Ù�ها رو بزنه شما Ú†ÙŠ بهش ميگيد ØŸ اونها هم ميگÙ�تند Ø¢Ù�رين باريكلا دمت گرم خيلي آقايي اينه اونه، ØØ§Ù„ا شش سال گذشته، من ديگه ني ني نيستم خوب ميدونم كه كاري كه ميخوام بكنم ممكنه نسبت به خيلي كارهاي ديگه ‌درآمد Ùˆ رÙ�اه كمتري داشته باشه، خوب ميدونم كه شايد ديگه Ø¢Ù�رين Ùˆ باريكلا Ùˆ دمت گرم Ùˆ اينه Ùˆ اونه پشت سرم نباشه هيچ، ممكنه خيلي چيزها توي زندگيم به وقÙ�Ù‡ بيÙ�ته، از خيلي چيزها بمونم ØŒ اما آدم ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ ØØ±Ù� خودش رو زمين نميندازه
يه زماني Ù�كر ميكنم خيلي ها ميÙ�همند Ùˆ خواهند Ù�هميد كه Ú†ÙŠ ميگم، اما الان Ø§ØØ³Ø§Ø³ ميكنم خيلي ها نميÙ�همند كه من Ú†ÙŠ ميگم ØŒ شايد اونهايي كه بعضي چيزهاي دردناك رو كه رگ Ùˆ پي آدم رو مثل موره ميخوره تجربه كردند بÙ�همند Ú†ÙŠ ميگم اما بقيه، خيلي سخته خيلي سخت
از اين ØØ±Ù�ها كه بگذريم
ديگه مطلب جديدي توي وبلاگ من نميخونيد، ØªØ±Ø¬ÙŠØ Ù…ÙŠØ¯Ù… يه چند صباØÙŠ ÙŠÙ‡ سري چيزها رو توي خودم جمع بكنم، اگه Ù�رصتي شد Ùˆ اگه تكنولوژي جديدي نيومد Ùˆ اگه همين تكنولوژي برچيده نشد شايد يه وقتي يه زماني ديگه دوباره وبلاگم رو راه بندازم
تمامي بروبچي كه لينك وبلاگ من رو توي وبلاگش دارند، لينك من رو بردارند، Ø§ØØªÙ…الا لازمه كه از Ø§ØØ³Ø§Ù† پريم هم كه اين وبلاگ رو سروساموني داد Ùˆ در كار وبلاگ نويسي براي خودش عدد چند رقمي شده Ùˆ كارش ØØ³Ø§Ø¨ÙŠ Ø¯Ø±Ø³ØªÙ‡ تشكر بكنم Ùˆ همينطور از باقي دوستهاي خوب خاموش Ùˆ پرسروصدايي كه وبلاگ من رو ميخوندن
اين دوره وبلاگ نويسي هم به پايان رسيد، شايد وقتي ديگر
آرمين شاهركني
تهران بهمن هشتاد و يك
بازخواني آنچه در اس�ند ه�تاد و پنج ات�اق ا�تاده بود خيلي سخت بود، نميدونم چه واقعه اي رو ميشه با اين واقعه برابر گر�ت ، تك تك دوره هاي شيمي درماني اون تو، جز به جز نوشته شده بود، عوارض داروهاي شيمي درماني، برخوردهاي خوب و بد ا�راد �اميل و غير�اميل، برخوردهاي خوب و بد روپوش س�يداني به نام دكتر
Ùˆ انتهاي ماجرا، Ùˆ سخت تر از هرچيز ديگه نوشتن كامل سيربيماري از طرÙ� من بود تمام آزمايشها ØØªÙŠ Ø¢Ø²Ù…Ø§ÙŠØ´Ù‡Ø§ÙŠÙŠ كه معلومه اون زمان ØØªÙŠ Ù…Ø¹Ù†ÙŠØ´ÙˆÙ† رو Ùˆ اهميتشون رو هم نميدونستم
Ùˆ صÙ�ØØ§Øª بعد، تكرار مكرر عهدي كه با خودم بسته بودم، به قول يكي از قديمي هاي Ù�اميل دكتر شدن خيلي آسونه ØÙƒÙŠÙ… شدن سخته! Ú†Ù‡ شكلي ميتونم در ØØ§Ù„ÙŠ كه اين دÙ�تر، اين نوشته ها، اين خاطرات مثل يه وزنه روي قلبم ميÙ�ته توي تصميمي كه گرÙ�تم سست بشم؟ يعني Ú†Ù‡ اتÙ�اق ديگه اي بايد بيÙ�ته كه از اين بابت Ùˆ از هدÙ�ÙŠ كه براي خودم انتخاب كردم راسخ تر بشم؟ بس نيست؟ شش سال شد! كوچولو بودم به معناي واقعي كلمه كوچولو بودم، تازه داشتم پوست تخمم رو ميشكستم Ùˆ مياومدم بيرون. شش سال گذشت اما هنوز وقتي نگاه به اون صÙ�ØØ§Øª ميكنم يه نيرويي يه قدرتي به زور هولم ميده، ميگه برو جلو، ميگه تو اونجوري كه اون روپوش سÙ�يد ابله راديوتراپيست بود نباش، سخته سخت ! Ú†Ù‡ شكلي ميتونم وقتي پايان نامم رو در مورد اون چيزي كه ميخوام Ùˆ " بايد" ØŒ برداشتم كم كاري كنم؟ نصÙ�Ø´ رو بزنم؟ سمبلش كنم؟ مهمه كه توي ايران به پايان نامه چقدر اهميت ميدن؟؟؟ به نظرم اصلا مهم نيست. من براي اون مردك ابلهي كه نشسته روي صندلي Ùˆ يه پستي گرÙ�ته Ùˆ خدا رو بنده نيست پايان نامه نمينويسم ØŒ ميخوام هزارسال سر به تن اون Ùˆ امثال اون نباشه اما بايد يه چيزي باشه كه ارزش داشته باشه اولش بنويسم تقديم به Ø±ÙˆØ Ø¨Ø§Ø¨Ø§Ù…
شش سال پيش، وقتي هنوز ني ني بيش نبودم، پيش هر كسي مينشستم با هركسي كه ØØ±Ù� ميزدم داد سخن ميدادم كه بعله من ميخوام Ù�لان كاره بشم Ùˆ داخلي Ùˆ Ù�وق اونكولوژي رد خور نداره Ùˆ بايد ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ تلاشم رو بكنم كه چنين كنم Ùˆ چنان كنم Ùˆ ... خوب وقتي يه ني ني اون ØØ±Ù�ها رو بزنه شما Ú†ÙŠ بهش ميگيد ØŸ اونها هم ميگÙ�تند Ø¢Ù�رين باريكلا دمت گرم خيلي آقايي اينه اونه، ØØ§Ù„ا شش سال گذشته، من ديگه ني ني نيستم خوب ميدونم كه كاري كه ميخوام بكنم ممكنه نسبت به خيلي كارهاي ديگه ‌درآمد Ùˆ رÙ�اه كمتري داشته باشه، خوب ميدونم كه شايد ديگه Ø¢Ù�رين Ùˆ باريكلا Ùˆ دمت گرم Ùˆ اينه Ùˆ اونه پشت سرم نباشه هيچ، ممكنه خيلي چيزها توي زندگيم به وقÙ�Ù‡ بيÙ�ته، از خيلي چيزها بمونم ØŒ اما آدم ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ ØØ±Ù� خودش رو زمين نميندازه
يه زماني Ù�كر ميكنم خيلي ها ميÙ�همند Ùˆ خواهند Ù�هميد كه Ú†ÙŠ ميگم، اما الان Ø§ØØ³Ø§Ø³ ميكنم خيلي ها نميÙ�همند كه من Ú†ÙŠ ميگم ØŒ شايد اونهايي كه بعضي چيزهاي دردناك رو كه رگ Ùˆ پي آدم رو مثل موره ميخوره تجربه كردند بÙ�همند Ú†ÙŠ ميگم اما بقيه، خيلي سخته خيلي سخت
از اين ØØ±Ù�ها كه بگذريم
ديگه مطلب جديدي توي وبلاگ من نميخونيد، ØªØ±Ø¬ÙŠØ Ù…ÙŠØ¯Ù… يه چند صباØÙŠ ÙŠÙ‡ سري چيزها رو توي خودم جمع بكنم، اگه Ù�رصتي شد Ùˆ اگه تكنولوژي جديدي نيومد Ùˆ اگه همين تكنولوژي برچيده نشد شايد يه وقتي يه زماني ديگه دوباره وبلاگم رو راه بندازم
تمامي بروبچي كه لينك وبلاگ من رو توي وبلاگش دارند، لينك من رو بردارند، Ø§ØØªÙ…الا لازمه كه از Ø§ØØ³Ø§Ù† پريم هم كه اين وبلاگ رو سروساموني داد Ùˆ در كار وبلاگ نويسي براي خودش عدد چند رقمي شده Ùˆ كارش ØØ³Ø§Ø¨ÙŠ Ø¯Ø±Ø³ØªÙ‡ تشكر بكنم Ùˆ همينطور از باقي دوستهاي خوب خاموش Ùˆ پرسروصدايي كه وبلاگ من رو ميخوندن
اين دوره وبلاگ نويسي هم به پايان رسيد، شايد وقتي ديگر
آرمين شاهركني
تهران بهمن هشتاد و يك
